شعری از جویس مانسور

عریان

غوطه می خورم میان لاشه ها

با ماهیچه هایی آهنی

زنگاربسته از رویاهای بریده بریده.

عریان

امواج نور را دنبال می کنم

کناره زوزه های آرام دریا

می دوم

روی ماسه های

پخش شده از

جمجمه های سفید.

پر می کشم روی مغاک ها

بدون کلمه ای

و ژله بزرگی

که دریاست

سنگینی می کند

روی بدنم.

هیولاهای افسانه ای

با دهان های پیانو

پرسه می زنند

اطراف خلیج سایه ها.

عریان

به خواب می روم.

 

نگاه کن

از انسان بیزارم

از دعاهایش

ارواح مردگانش

ایمانش

 روش هایش

پاکدامنی طاقت فرسایش

از جسدهایش

به حد کافی بهره مند بوده ام.

مرا متبرک کن

ای نور دیوانه ی درخشان در قله های آسمانی

می خواهم بار دیگر

تهی شوم

چون چشم های آرام گرفته از

بی خوابی.

می خواهم بار دیگر

ستاره ای باشم.

 

به سوی تو شنا می کنم

در فضایی عمیق

بی انتها

ترشرو

چون غنچه ای.

تو را مردی خواهم یافت

بدون حصار

قدیس لحظه ی آخر

و از من

بستری خواهی ساخت

و نان

و اورشیلم تو خواهم بود.

 

نمی شناسی

صورت شب زده ام را

چشمانم  را

اسب های دیوانه ی آزادی

دهانم را

غرق در خون

پوستم را

انگشت هایم را

چون تابلوهای راهنما

تزیین شده با مرواریدهای خوشبختی

که مژه هایت را هدایت می کند به

گوش هایم

شانه هایم را به سمت حومه آزاد تنم

صدایت

می تواند گلویم را پر کند

چشمت

 می تواند لبخند بزند.

در شب

از زردی شانه هایم چیزی نمی دانی

زمانی که

شعله های توهم زده کابوس ها آرزوی سکوت می کنند

و زمانی که

دیوارهای لطیف حقیقت یکدیگر را به آغوش می کشند

نمی دانی

عطرهای  روزهایم روی زبانم

جان می سپارند

زمانی که جادوگرها با چاقوهای بی هدف می آیند

زمانی که در عمق شب فرو می روم.

/ 10 نظر / 36 بازدید
فیروزه مرادی

از من بستری خواهی ساخت و نان و اورشیلم تو خواهم بود سلام دوست مترجمم خوبی؟ سفر به خیر.آرزومند سلامتی و آرامشت هستم این کار فوق العاده زیبا بود پسر قلم مترجم هم که...ای بابا کلمه ای بالاتر از فوق العاده نیست که...پس چی بگم...؟ خوب باشی

کوروش همه خا نی

عجب شعر قوی و ترجمه ای بی نظیر .همیشه چشم و چراغ ما باش عزیز کمال آبادی

نصرت الله مسعودی

با ترجمه ی زیبای این شعرها جهان را چنان توسعی می بخشی که به یقین می توان گفت : فراخنای نامحدود جهان درکلام شعرا اتفاق می افتد. درود!

محمد آشور

با این ترجمه ی عالی از این شعر عالی شب ام را خوش کردی. شب ات خوش و روزهای پیش رویت...

فیروزه مرادی

سلام دوستم پاشیدم از کلمات وحشی درونم و شعر تازه زاده شد بیا منتظرتم

بهنام گواری

کتاب فروشی تخصصی هنر و ادبیات افراز (شعبه استان مرکزی ) ادبیات نمایشی ،ادبیات داستان، رمان ، شعر ........{اراک -شهرک گردو (کوی رضوی)-خیابان فردوسی-کوچه شهید کیشانی}شماره تماس09183622393

لیلی

سینا بیا وبلاگم بابا دلمون گرفت از این همه یکنواختی

نل

از زردی شانه هایم چیزی نمی دانی زمانی که شعله های توهم زده کابوس ها آرزوی سکوت می کنند.... واقعا" ترجمه فوق العاده ایه...کاش در قلم تمام مترجمین ,قدرت انتقال عمیق ترین لایه های شعر تا این حد,وجود داشت....

faramarz.ahmari

dorud bar to sinaye aziz berasti ke bihude be donya nayamadi tarjomeye zibayat az in sher shokuhmandie nabist az anche shaer tajrobe karde ast va enteghale in mafahim shayad tanha az to bar miamad k bar amad piruz bashio kamyar

سارا

من رد این شاعر را گرفتم و به وبلاگ شما رسیدم . ممنون از ترجمه من عاشق این شاعرم