مسیح می میرد - دو شعر از آن سکستون

تجمع گروهی اندک را.

همشهریان من

جمع نشوید

اینجا خبری نیست.

نمایشی در کار نیست.

من مشغول مردن ام هستم.

خبری جز این سه سر خمیده نیست.

آن پایین

سربازها می خندند

چون سربازان همه قرن ها.

خبری نیست.

 همه انسانیم.

من و شما،

همان سوراخ های بینی

و همان پاها.

خون

استخوان های مرا می شوید

و شما هم.

قلبم

می تپد چون خرگوشی در دام

و شما هم.

می خواهم بینی خداوند را ببوسم و عطسه اش را ببینم

و شما هم.

بی هیچ جسارتی.

بی هیچ رنجشی.

می خواهم ملکوت پایین بیاید، روی میز شام،

و شما هم.

می خواهم خداوند

 مرا میان بازوان داغش بگیرد،

و شما هم.

چرا که محتاجیم.

موجوداتی رنجور.

همشهریان من،

به خانه بروید

همین حالا.

اتفاق خارق العاده ای نمی افتد.

به دو نیم نخواهم شد.

چشمان بی فروغم از کاسه  بیرون نمی زند.

بروید

همین حالا.

این یک مسئله شخصی است

خدا می داند.

به شما ربطی ندارد.

***

 

خطابه دوازده اعتراف

 

ژانویه؟

ماه ساکت

ماه کلاهبردار.

ماه بدون تطهیر.

ماه تخم مرغ هایی

 با لکه های خون.

نان تان را  قرض ندهید

که بر نمی گردد.

حبوبات نخورید

که موهایتان خواهد ریخت.

 

به فوریه

اعتماد نکنید

مگر زمانی که

گربه تان با توله هایش در برف می لرزند.

کارد  و چنگال را کنار بگذارید.

سردرد می آورد

خورشید این ماه

چون سیلی فرشته ها.

 

زمین لرزه یعنی

مارس

اژدها تکان می خورد.

زمین

 چون زخم

دهان باز می کند.

ماه باران

و برف سنگین.

برای عمویتان زغال ذخیره کنید.

خورشید این ماه

 شفابخش است.

همین است که پیرزن ها می گویند:

خورشید مارس برای دخترم

خورشید فوریه برای عروسم

به هر صورت

اگر با ظاهری ضد مسیح

به مهمانی بروید

روز بعد منجمد خواهید شد.

 

در باد و باران های آوریل

از دریا

صدف بالا می آید

باز می شود

از باران پر می شود

و غرقه در باران،

مروارید می شود.

پس به پیک نیک بروید

بدن تان را باز کنید

و به مرواریدها

زندگی ببخشید.

 

ژوئن و جولای؟

ماه هایی

که آب جوشان می خوانیم شان.

گربه عرق می کند

اما انگور

خودش را به عقد خورشید در می آورد.

 

به آگوست

شک کنید.

مراقب باشید.

بگذارید انگشت هایتان

بلرزند در کفش.

به هر صورت

انگوری بردارید

و با اطمینان بخورید.

انگور خون خداوند است.

کارد که به دست می گیرید

دقت کنید

مبادا یحیی تعمید دهنده را سر ببرید.

 

سپتامبر

صلیب را زیارت کنید

سه مرتبه

به آن ضربه بزنید

و نام خداوند را بلند صدا کنید

هفت کاسه نمک

شبانه روی بام بگذارید

و روز بعد

کاسه نمناک

ماه باران را نوید می دهد

سپتامبر

از هوش نروید

که در شهر مردگان بیدار خواهید شد.

 

اگر کسی در اکتبر مرد

/ 17 نظر / 479 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلی

سینا جان سلام و عیدت مبارک. متن پی دی اف رو که برام ارسال کرده بودی مطالعه کردم. ایزاک سینگر را می گویم. راستش من اصلا این نویسنده را نمی شناسم و خیلی خوشحال میشم چند تا کتابش رو بهم معرفی کنی. از اینکه به ماورائ الطبیعه علاقه منده و موضوعات مذهبی رو دنبال می کنه مخصوصا شرق در نوشته هاش تاثیر داره خیلی خوشم اومد. یه جاهایی احساس کردم به یوجین اونیل باید ندیک باشه از این جهت که به قدرت های احاطه شده در اطراف ما معتقده در نوشته هاش. تو هم خیلی خوب و روان ترجمه کرده بودی. ممنون میشم کتاباشو بهم معرفی کنی یا اگه خودت ازش چیزی خوندی بهترینش رو معرفی کن. کارت پرفکت از یوژوال. زور نزن فینگلیش گفتم. می خواستم تماس بگیرم و بگم خیلی کارت درسته ولی نشد. راستی تولدت کی هست؟ امیدوار نگذشته باشه از تاریخش بهم گفته بودی قبلا ولی یادم نمی مونه که. الان برم پروفایلت رو بچکم. یاد خدا باشی. مرسی.

لیلی

نیستی سینا. کجایی. اپ بفرما بابا پوکیدیم.

لیلی

تولدت مبارک دوست خوبم. شاد باشی همیشه. خیلی زود گذشت منم چیزی نمونده اون مرز رو رد کنم. امیدوارم 31 سالگی خیلی خوبی باشه و همچنان در کارت قل بخوری لابلای اون همه پول[نیشخند] و کتاب بعدیتو برای تولد من بهم هدیه بدی.[زبان] ولی دور از شوخی واقعا تبریک میگم موفق باشی.[گل]

فیروزه مرادی

سلام همشهری با گمان 8 به روزم زود بیا که می دونی نظرت برام مهمه عمومی بذار لطفن مترجم بزرگ

فیروزه مرادی

تولللللللللللللللللللد؟؟؟؟؟؟ مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااارک ایشالا100000000000000000000000000 ساله بشی مترجم بزرگ[گل][گل][گل]

لیلیوم سفید

در اینکه شعر، قوی ست شکی نیست اما اگه ترجمه ی خوبی نشده بود به دل نمی نشست. تبریکـــ ! ترجمه ی روون و دلنشینی ست. با ریتم خط هاش منو جایی برد که کمتر شعری این روزا می بره. موفق باشین.

زیتا

سلام وقت بخیر. ترجمه خوب وهنر مندانه ای بود.لذت بردم به من سر بزنید حتما از وبلاگ من خوشتان خواهد آمد چشم به راه شماهستم[رویا]

یگانه وصالی

سلام. ممنون از نظر لطفت در مورد ترجمه های من.... ترجمه ی شعر اول را خیلی دوست داشتم.... موفق باشی دوست عزیز

نل

تمام روزهایم ماه هایم سال هایم... تمام روزهایم مثل همند.... فقط گاهی خیال می کنم زنده ام بعد دوباره به خواب می روم.....

الیان

من شعر اول رو حفظ کردم،ایمیلم رو قرار دادم،اگر شعری به این زیبایی بود حتما خبرم کن،در ضمن،من شروع کردم به یادگیری فرانسه،اگر مشکل داشتی در فرانسه خبرم کن،انگلیسی هم که هیچی.