دو شعر از امیلی دیکنسون

من هیچکس ام! تو کیستی؟

 

من هیچکس ام! تو کیستی؟

تو هم هیچ کسی؟

پس از ما دو نفر پیدا می شود!

به کسی چیزی نگو! طردمان می کنند می دانی که!

 

چه غم انگیز است

کسی بودن!

عمومی بودن

-         مانند قورباغه

نام ات را بگویی

به لجن زاری که تحسین ات می کند!

 

 

زنبور! در انتظار توام!

 

زنبور! در انتظار توام!

وقتش شده که بیایی.

این را

دیروز به دوستی می گفتم

 

یک هفته است که قورباغه ها آمده اند -

جا گرفته اند و کار می کنند -

بیشتر پرنده ها

برگشته اند -

شبدرها گرم و تازه اند

 

هفدهم، نامه ام به دستت می رسد؛

جواب بده

یا چه بهتر

اگر کنارم باشی

ارادتمند تو، مگس.

/ 10 نظر / 83 بازدید
نصرت الله مسعودی

کمال آبادی عزیز ،خواندم و بسیار لذت بردم. برایت فراغت خاطر آرزو می می کنم تا از ترجمه های قشنگت بی بهره نمانم.

علی محمدی

"چه غم انگیز است کسی بودن! عمومی بودن" مرسی سینا مثل همیشه دیوونه ی کاراتم همیشه پرکار و گزیده گو باشی

خیری

انتخاب شعرها نیمی از زیبایی کار شما بود و باور کن لذت بردم و ممنون از دعوت و از دیگر مطالب هم استفاده کردم همیشه شاد باشی و پرتوان

محمد آشور

از این که مرا میهمان این لحظات خوش کردی ممنونم همیشه از خواندنت لذت می برم سینای عزیز

زرین

سلام سینا ی عزیز.خواندم ولذت بردم

لیلی

با محسن موافقم. البته احتمالا محسن بوالحسنی با من آشنا نشدن که اینجوری واسه تو ترکوندن. [نیشخند] یه چیز دیگه : سینا انتخاب شعرتو دوست نداشتم. بابا امیلی دیکنسون خداییش خیلی شعرای قشنگتر داشت. حالا تو چرا از بین 2500 تا شعرش این دو تا شعرو انتخاب کردی. به ترجمه ات اصلا ایراد نمی گیرم چون می دونم مهارتت زیاده ولی می دونی که سلیقه ی منو در انتخاب شعر. یه شعرایی دوست دارم که آدمو تا ته شعر و شاعری و فلسفه و احساس درد بکشونه همچین که شب خط به خط شعر مجبورت کنه زیر لحاف بزنی زیر گریه و صبح با سر درد از خواب بلند بشی[مغرور]

زهرا ملوکی

ممنونم آقای کمال آبادی...شعر [لبخند]

عسل تنها

سینا! در انتظار تو هستیم..... ..... (خیلی خوشم اومد. این بار از هردوش[چشمک] عالی بود.) ..... ارادتمند شما، خوانندگان وبلاگت[گل]