۱۳۸٩/٦/۱٥ :: ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سینا کمال ابادی

مسیح می میرد

 

از این بالا

از این آشیانه کلاغ

می بینم


تجمع گروهی اندک را.

همشهریان من

جمع نشوید

اینجا خبری نیست.

نمایشی در کار نیست.

من مشغول مردن ام هستم.

خبری جز این سه سر خمیده نیست.

آن پایین

سربازها می خندند

چون سربازان همه قرن ها.

خبری نیست.

 همه انسانیم.

من و شما،

همان سوراخ های بینی

و همان پاها.

خون

استخوان های مرا می شوید

و شما هم.

قلبم

می تپد چون خرگوشی در دام

و شما هم.

می خواهم بینی خداوند را ببوسم و عطسه اش را ببینم

و شما هم.

بی هیچ جسارتی.

بی هیچ رنجشی.

می خواهم ملکوت پایین بیاید، روی میز شام،

و شما هم.

می خواهم خداوند

 مرا میان بازوان داغش بگیرد،

و شما هم.

چرا که محتاجیم.

موجوداتی رنجور.

همشهریان من،

به خانه بروید

همین حالا.

اتفاق خارق العاده ای نمی افتد.

به دو نیم نخواهم شد.

چشمان بی فروغم از کاسه  بیرون نمی زند.

بروید

همین حالا.

این یک مسئله شخصی است

خدا می داند.

به شما ربطی ندارد.

***

 

خطابه دوازده اعتراف

 

ژانویه؟

ماه ساکت

ماه کلاهبردار.

ماه بدون تطهیر.

ماه تخم مرغ هایی

 با لکه های خون.

نان تان را  قرض ندهید

که بر نمی گردد.

حبوبات نخورید

که موهایتان خواهد ریخت.

 

به فوریه

اعتماد نکنید

مگر زمانی که

گربه تان با توله هایش در برف می لرزند.

کارد  و چنگال را کنار بگذارید.

سردرد می آورد

خورشید این ماه

چون سیلی فرشته ها.

 

زمین لرزه یعنی

مارس

اژدها تکان می خورد.

زمین

 چون زخم

دهان باز می کند.

ماه باران

و برف سنگین.

برای عمویتان زغال ذخیره کنید.

خورشید این ماه

 شفابخش است.

همین است که پیرزن ها می گویند:

خورشید مارس برای دخترم

خورشید فوریه برای عروسم

به هر صورت

اگر با ظاهری ضد مسیح

به مهمانی بروید

روز بعد منجمد خواهید شد.

 

در باد و باران های آوریل

از دریا

صدف بالا می آید

باز می شود

از باران پر می شود

و غرقه در باران،

مروارید می شود.

پس به پیک نیک بروید

بدن تان را باز کنید

و به مرواریدها

زندگی ببخشید.

 

ژوئن و جولای؟

ماه هایی

که آب جوشان می خوانیم شان.

گربه عرق می کند

اما انگور

خودش را به عقد خورشید در می آورد.

 

به آگوست

شک کنید.

مراقب باشید.

بگذارید انگشت هایتان

بلرزند در کفش.

به هر صورت

انگوری بردارید

و با اطمینان بخورید.

انگور خون خداوند است.

کارد که به دست می گیرید

دقت کنید

مبادا یحیی تعمید دهنده را سر ببرید.

 

سپتامبر

صلیب را زیارت کنید

سه مرتبه

به آن ضربه بزنید

و نام خداوند را بلند صدا کنید

هفت کاسه نمک

شبانه روی بام بگذارید

و روز بعد

کاسه نمناک

ماه باران را نوید می دهد

سپتامبر

از هوش نروید

که در شهر مردگان بیدار خواهید شد.

 

اگر کسی در اکتبر مرد

تا سه روز خانه را جارو نکنید

که همه شما هم خواهید رفت.

و نیز

پا روی سر پسربچه ها نگذارید

که شیطان به گوش هایتان وارد خواهد شد

چون موسیقی.

 

نوامبر؟

اصلاح کنید،

هر چه مو که دارید و ندارید.

موها خوب نیستند،

هیچ چیز حق رشد ندارد،

همه حق مردن دارند.

فریفته شمارش ستاره ها شوید

بدانید اما

شمارش ستاره ها در نوامبر

التهاب می آورد،

از  مردمان بلند قد دوری کنید

آن ها دیوانه خواهند شد.

قمری را نیازارید

که کفش بزرگی است

که خون مسیح را سرکشیده است.

 

دسامبر؟

آب از موش سرریز می کند

بوته هایی در چشمش بکارید

ذرت بجوشانید

و شب ذرت را بیرون بگذارید

باشد که خداوند روی آن راه برود

و برایتان خوشبختی بیاورد.

خداوند

چندین روز در اجاق مانده است

اما

هرگز نمی میرد

هرگز نمی میرد.

 

 



موضوع مطلب :


و خداوند لغت تمامی اهل جهان را آشفته ساخت
ترجمه های سینا کمال آبادی
درباره وبلاگ
سینا کمال ابادی

نویسنده و مترجم- پژوهشگر در حوزه اسطوره شناسی - کتاب های منتشر شده و در دست انتشار : خانه ای جدید در آمریکا (جلد اول شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش- چاپ زمستان 87), آنها مشغول مردن اند - گزیده شعرهای آن سکستون( نشر چشمه - چاپ پاییز 88) لطفا این کتاب را بکارید(جلد دوم شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش - بهار 89)- . همچنین همکاری با مطبوعات کشور
RSS Feed