۱۳۸٩/٢/۳۱ :: ٤:۳٤ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سینا کمال ابادی

گاهی از کسی می خوانی که قبلا بارها خوانده ای و خوانده اند و بارها نوشته اند و گفته اند اما . . . گاهی می خواهی کاری کنی که کسی انجامش نداده و کسی را معرفی کنی که آشنا نیست اما گاهی هم خاک خورده ای را می خوانی که هنوز هم روحی آشنا  دارد و روانی که گویی امروز زندگی می کند و مثل تو و مثل خیلی های دیگر. امروز هم من هوس کردم. هوس کردم سکستون و براتیگان و بوکفسکی و ... را بگذارم برگردم به قرن پیشینشان و دو شعر از امیلی دیکنسون نام آشنا .

 

 


من هیچکس ام! تو کیستی؟

 

من هیچکس ام! تو کیستی؟

تو هم هیچ کسی؟

پس از ما دو نفر پیدا می شود!

به کسی چیزی نگو! طردمان می کنند می دانی که!

 

چه غم انگیز است

کسی بودن!

عمومی بودن

-         مانند قورباغه

نام ات را بگویی

به لجن زاری که تحسین ات می کند!

 

 

زنبور! در انتظار توام!

 

زنبور! در انتظار توام!

وقتش شده که بیایی.

این را

دیروز به دوستی می گفتم

 

یک هفته است که قورباغه ها آمده اند -

جا گرفته اند و کار می کنند -

بیشتر پرنده ها

برگشته اند -

شبدرها گرم و تازه اند

 

هفدهم، نامه ام به دستت می رسد؛

جواب بده

یا چه بهتر

اگر کنارم باشی

ارادتمند تو، مگس.



موضوع مطلب :


و خداوند لغت تمامی اهل جهان را آشفته ساخت
ترجمه های سینا کمال آبادی
درباره وبلاگ
سینا کمال ابادی

نویسنده و مترجم- پژوهشگر در حوزه اسطوره شناسی - کتاب های منتشر شده و در دست انتشار : خانه ای جدید در آمریکا (جلد اول شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش- چاپ زمستان 87), آنها مشغول مردن اند - گزیده شعرهای آن سکستون( نشر چشمه - چاپ پاییز 88) لطفا این کتاب را بکارید(جلد دوم شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش - بهار 89)- . همچنین همکاری با مطبوعات کشور
RSS Feed