۱۳۸۸/٧/٢٢ :: ٢:۳٩ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سینا کمال ابادی

قسمتی از شعری با عنوان

" نامه ای که در مدت باد شمال شرقی ژانویه نوشته شد"

  ( آن سکستون )           

 

دوشنبه

 

عزیزترینم

برف می آید

 به طرز مضحکی برف می آید

روی صورت کوچک مرده ها می ریزد 


آن وراج های نازنین

یک سال است که رفته اند

شانه به شانه هم خاک شده اند

مثل دو پرنده کوچک

ولی چرا باید اعتراض کنم؟

مرده ها گاهی پهلو به پهلو می شوند

و فکر می کنند ...

خوب شد! امروز هم کسی نیامد

اما پنجره من که قبر نیست

تاریک شده است

از خیره شدن های وحشی من

و از برف زیاد

و از سکوت زیاد

برف آرامش دارد

نه آوازی، نه بویی، نه فریادی

نه ازدحامی

حرف که می زنم

از صدای خودم وحشت می کنم.



موضوع مطلب :


و خداوند لغت تمامی اهل جهان را آشفته ساخت
ترجمه های سینا کمال آبادی
درباره وبلاگ
سینا کمال ابادی

نویسنده و مترجم- پژوهشگر در حوزه اسطوره شناسی - کتاب های منتشر شده و در دست انتشار : خانه ای جدید در آمریکا (جلد اول شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش- چاپ زمستان 87), آنها مشغول مردن اند - گزیده شعرهای آن سکستون( نشر چشمه - چاپ پاییز 88) لطفا این کتاب را بکارید(جلد دوم شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش - بهار 89)- . همچنین همکاری با مطبوعات کشور
RSS Feed