۱۳۸۸/٦/۱۳ :: ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ::  نويسنده : سینا کمال ابادی

 

اعتراف

 

 

انتظار مرگ را می کشم

مثل گربه ای

که روی تخت خواب می پرد


برای همسرم عمیقا متاسفم

 

جنازه ی

رنگ پریده

و خشکم را می بیند

یک بار تکانش می دهد

و شاید یک بار دیگر

 

"هانک"

 

هانک جوابی نمی دهد

 

نگران مرگم نیستم

نگران همسرم هستم

که می ماند با انبوهی از هیچ

 

می خواهم

بداند

همه شب هایی

که کنارش خوابیدم

 

حتی جرو بحث های بیهوده هم

معرکه بود

 

و کلمه های سختی

که همیشه از گفتنشان می ترسیدم

حالا شنیده می شوند:

 

دوستت دارم.   

 

 

غریبه ها

 

 

شاید باور نکنید

اما آدم هایی پیدا می شوند

که بی هیچ غمی

یا اضطرابی

زندگی می کنند.

خوب می پوشند

خوب می خورند

خوب می خوابند

از زندگی خانوادگی لذت می برند.

گاهی غمگین می شوند

ولی

خم به ابرو نمی آورند

و غالبا حالشان خوب است

و موقع مردن

آسان می میرند

معمولا در خواب



موضوع مطلب :


و خداوند لغت تمامی اهل جهان را آشفته ساخت
ترجمه های سینا کمال آبادی
درباره وبلاگ
سینا کمال ابادی

نویسنده و مترجم- پژوهشگر در حوزه اسطوره شناسی - کتاب های منتشر شده و در دست انتشار : خانه ای جدید در آمریکا (جلد اول شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش- چاپ زمستان 87), آنها مشغول مردن اند - گزیده شعرهای آن سکستون( نشر چشمه - چاپ پاییز 88) لطفا این کتاب را بکارید(جلد دوم شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش - بهار 89)- . همچنین همکاری با مطبوعات کشور
RSS Feed