۱۳۸٧/۱۱/۱٩ :: ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سینا کمال ابادی

مقصد من

فرانتس کافکا

گفتم اسبم را از اسطبل بیاورند. خدمتکار حرفم را نفهمید. خودم به اسطبل رفتم، اسب را زین کردم و سوار شدم. در دوردست صدای شیپوری شنیدم. دلیلش را از او پرسیدم اما نمی دانست و صدا را نشنیده بود. کنار دروازه جلویم را گرفت  و پرسید :

-         آقا! کجا می روید؟

جواب دادم :

-         دور از اینجا، دور از اینجا، همیشه دور از اینجا. فقط اینطور به مقصدم می رسم.

گفت :

-         پس می دانید مقصدتان کجاست؟

گفتم :

-         بله. همان که گفتم. دور از اینجا. مقصد من دور از اینجاست.

پرسید :

-         توشه دارید؟

 گفتم :

-  آنقدر سفرم طولانی است که اگر چیزی در راه پیدا نکنم از گرسنگی خواهم مرد. خوشبختانه این سفر بی انتهاست.

 

 



موضوع مطلب :


۱۳۸٧/۱۱/٧ :: ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ ::  نويسنده : سینا کمال ابادی

به الفرد سکستون

 

عزیز دلم

دلم برایت تنگ شده و عشقت این نامه و همه این خانه تنها را پر کرده است. صورت قشنگت همه جا جلوی چشمم می آید و وقتی تخت مرتب و دست نخورده ات را می بینم تازه یادِ نبودنت می افتم.



ادامه مطلب ...

موضوع مطلب :


و خداوند لغت تمامی اهل جهان را آشفته ساخت
ترجمه های سینا کمال آبادی
درباره وبلاگ
سینا کمال ابادی

نویسنده و مترجم- پژوهشگر در حوزه اسطوره شناسی - کتاب های منتشر شده و در دست انتشار : خانه ای جدید در آمریکا (جلد اول شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش- چاپ زمستان 87), آنها مشغول مردن اند - گزیده شعرهای آن سکستون( نشر چشمه - چاپ پاییز 88) لطفا این کتاب را بکارید(جلد دوم شعرهای ریچارد براتیگان- نشر رسش - بهار 89)- . همچنین همکاری با مطبوعات کشور
RSS Feed